|
یکی یکدونه دختر
جالب دیدنی گوناگون دانستنیها
برچسبها
تصاویر جالب
(63)
داستانهای کوتاه
(45)
تندرستی - سلامت
(26)
طنز
(23)
آموزنده
(17)
مطالب جالب
(16)
دانستنیها
(10)
ترانه
(8)
داریوش
(8)
هدر برای وبلاگ
(7)
همه جور تست
(5)
خانه داری
(4)
طالع بینی
(4)
خواص گیاهان
(3)
آموزش آشپزی
(2)
تربیت
(2)
جکستان
(2)
شعر
(2)
ضرب المثل
(2)
فناوری اطلاعات
(2)
همه چیز در باره پوست و مو
(2)
تمام اطلاعات در مورد ورش
(1)
جالب
(1)
دكتر علی شریعتی
(1)
موفقیت
(1)
همه چیز درباره خوشبختی
(1)
همه چیز درباره مدیریت
(1)
چگونگی نگه داری از گل و گیاه
(1)
تست روانشناسي منسوب به زيگموند فرويد
اس ام اس ماه رمضان
نظریه فلسفی غضنفر درباره روزه:
انسان در این دنیا مسافری بیش نیست
و روزه بر مسافر واجب نیست !
.
.
.
.
به یارو میگن تو که روزه نمی گیری ، چرا سحری می خوری ؟
می گه نماز که نخونم، روزه که نگیرم ، سحری هم نخورم !؟
بابا مگه من کافرم!؟
.
.
یارو ! روزه میگیره از حال میره از پذیرایی در میاد !!!
.
.
طرف روزه می گیره، ۵ دقیقه به اذان روزشو میشکنه
می گن چرا اینکارو کردی؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم !
.
.
ماه رمضان بر تو ای دوست گلم که دم افطاری تخته گاز داری میری خونه مبارک باد !
جمعیت مبارزه با سوء تغذیه شدید !
.
.
ماه رمضان ماه صفا ، تعطیلی ، پرخوری ، بیکاری
و سیگار بعد از افطاری و تماشای سریالهای سرکاری مبارک باد !
.
.
به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟
می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه !
.
.
ماه رمضونه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم
آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !
روی تو حساب کردم!!!
.
.
مناجات غضنفر باخدا :
خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر ۴ سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن !
.
.
به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید گردید !
.
.
عیدفطر مبارک ( رصدخانه ی غضنفر) !
.
.
به غضنفر میگن پاشو سحره ، میگه بزار بخوابم ، خودم فردا بهش زنگ میزنم !
.
.
کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه !
.
.
یارو! ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه
دوستش بهش میگه سحر صدات کنم ؟
یارو! می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره !
تلاش رمز موفقیت
روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند . روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند . در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!". مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد.... سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد. روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود: سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد ودیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم. مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود.... نتیجه: هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم
ابعاد بین المللی اسکناس های مخدوش!
ابعاد بین المللی اسکناس های مخدوش!
مشکل اسکناسهای پشت نویسی شده و یا مخدوش گویا فقط مختص کشور ما نیست بلکه این مسئله ابعاد بین المللی داشته و دلار امریکا هم از اینگونه خدشه ها در امان نیست ! بعضی از افرادی که دچار کمبود کاغذ یا سرریز ذوق و سلیقه ی هنری هستند برای اینکه مشکل خود را حل کنند، به جان اسکناس های بی زبان می افتند. تصاویر زیر را یکی از سایت های خبری امریکایی تهیه کرده و در آن به بررسی چگونگی پیاده سازی هنر روی اسکناس پرداخته است که می بینید.
لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید



































مشکل اسکناسهای پشت نویسی شده و یا مخدوش گویا فقط مختص کشور ما نیست بلکه این مسئله ابعاد بین المللی داشته و دلار امریکا هم از اینگونه خدشه ها در امان نیست ! بعضی از افرادی که دچار کمبود کاغذ یا سرریز ذوق و سلیقه ی هنری هستند برای اینکه مشکل خود را حل کنند، به جان اسکناس های بی زبان می افتند. تصاویر زیر را یکی از سایت های خبری امریکایی تهیه کرده و در آن به بررسی چگونگی پیاده سازی هنر روی اسکناس پرداخته است که می بینید.
لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید



































زیبایی ذات بهترین هدیه خداوند
دختر دانش آموز صورتی زشت داشت.
دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره...
روز اولی که به مدرسه ما آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند.
نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت...
او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : میدونی زشت ترین دختر این کلاسی؟!!
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
اما کاترینای عزیزم ، بر عکس من تو بسیار زیبا و جذاب هستی ...
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
اما کاترینای عزیزم ، بر عکس من تو بسیار زیبا و جذاب هستی ...
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند...
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود :
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود :
به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود.
ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد.
مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا! و حق هم داشت...
آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود؟!
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم ...!
5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت : برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند. روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟!
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم ...!
5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت : برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند. روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟!
همسرم جواب داد : من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...!
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید ...
جمله روز : برای اینکه بزرگ باشی نخست کوچک باش. (ضربالمثل هندی)
طنز!! چقدر همسرتان را دوست داريد؟
طنز!! چقدر همسرتان را دوست داريد؟
شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عيالتان را دوست داريد ؟
الف) به اندازه تعداد سکه هاي مهريه اش
!ب) به اندازه تعداد قطعات جهيزيه اش
!ج) به اندازه تعداد صفر هاي جلوي مبلغ موجودي حساب بانکي اش
!د) به اندازه تمام ستاره هاي آسمان در روز
چه عاملي سبب شد تا شما به خواستگاري عيالتان برويد ؟
!ب) به اندازه تعداد قطعات جهيزيه اش
!ج) به اندازه تعداد صفر هاي جلوي مبلغ موجودي حساب بانکي اش
!د) به اندازه تمام ستاره هاي آسمان در روز
چه عاملي سبب شد تا شما به خواستگاري عيالتان برويد ؟
الف) جووني کردم
ب) سادگي کردم
ج) گول خوردم
د) من که نرفتم خواستگاري ، اون اومد
اگر خدايي ناکرده عيالتان فوت کند شما چه کار مي کنيد ؟
ب) سادگي کردم
ج) گول خوردم
د) من که نرفتم خواستگاري ، اون اومد
اگر خدايي ناکرده عيالتان فوت کند شما چه کار مي کنيد ؟
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال مي شويد
ب) اول خرما و بعد شاباش مي دهيد
ج) اول قبرستان و بعد محضر مي رويد
د) انشاا... بقاي عمر ? تاي ديگر باشه
ملاک شما در انتخاب عيالتان چه بوده است ؟
ب) اول خرما و بعد شاباش مي دهيد
ج) اول قبرستان و بعد محضر مي رويد
د) انشاا... بقاي عمر ? تاي ديگر باشه
ملاک شما در انتخاب عيالتان چه بوده است ؟
الف) املاک پدرش
ب) دارايي پدرش
ج) املاک و دارايي پدرش
د) همه موارد
اگر عيالتان از شما بخواهد که براي کادوي تولدش يک گردنبد طلا بخريد چکار مي کنيد ؟
ب) دارايي پدرش
ج) املاک و دارايي پدرش
د) همه موارد
اگر عيالتان از شما بخواهد که براي کادوي تولدش يک گردنبد طلا بخريد چکار مي کنيد ؟
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور مي شويد
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مريضي مي زنيد
!ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن مي زنيد
د) آدرس يک بدلي فروشي کار درست را از دوستتان مي گيريد
محبت آميز ترين جمله ايکه به عيالتان گفته ايد چه بوده است ؟
الف) عزيزم ، امروز صبحانه چي داريم ؟
ب) عزيزم ، امروز ناهار چي داريم ؟
ج) عزيزم ، امشب شام چي داريم ؟
د) من واقعا ... من واقعا عاشق .... من واقعا عاشق تو .... من واقعا عاشق تو روبچه با پنيرم
در کارهاي منزل چقدر به عيالتان کمک مي کنيد ؟
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مريضي مي زنيد
!ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن مي زنيد
د) آدرس يک بدلي فروشي کار درست را از دوستتان مي گيريد
محبت آميز ترين جمله ايکه به عيالتان گفته ايد چه بوده است ؟
الف) عزيزم ، امروز صبحانه چي داريم ؟
ب) عزيزم ، امروز ناهار چي داريم ؟
ج) عزيزم ، امشب شام چي داريم ؟
د) من واقعا ... من واقعا عاشق .... من واقعا عاشق تو .... من واقعا عاشق تو روبچه با پنيرم
در کارهاي منزل چقدر به عيالتان کمک مي کنيد ؟
الف) در خوردن غذا با او همکاري مي کنيد
ب) کانال هاي تلويزيون را شما با کنترل عوض مي کنيد
ج) موقعي که عيالتان مشغول تميز کردن منزل يا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشويق مي کنيد
د) گاهي اوقات کارهاي شخصي تان را خودتان انجام مي دهيد
اگر عيالتان با شما قهر کند براي آشتي کردنش چه کار خواهيد کرد ؟
ب) کانال هاي تلويزيون را شما با کنترل عوض مي کنيد
ج) موقعي که عيالتان مشغول تميز کردن منزل يا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشويق مي کنيد
د) گاهي اوقات کارهاي شخصي تان را خودتان انجام مي دهيد
اگر عيالتان با شما قهر کند براي آشتي کردنش چه کار خواهيد کرد ؟
الف) شما هم با او قهر مي کنيد تا زمانيکه خودش بيايد منت کشي
ب) از طريق بکارگيري سيستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتي خواهيد داد !ج) او را تهديد مي کنيد که اگر تا ?? بشماريد و آشتي نکند سريعا اقدام به اختيار نمودن همسر جديد مي نماييد
د) حاضريد يک چيزي هم بدهيد اگر هميشه قهر باشد
نظرتان در مورد اين جمله چيست ؟
ب) از طريق بکارگيري سيستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتي خواهيد داد !ج) او را تهديد مي کنيد که اگر تا ?? بشماريد و آشتي نکند سريعا اقدام به اختيار نمودن همسر جديد مي نماييد
د) حاضريد يک چيزي هم بدهيد اگر هميشه قهر باشد
نظرتان در مورد اين جمله چيست ؟
( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زيبا ترين جمله دنياست
!ب) با معنا ترين جمله دنياست
ج) خوشحال کننده ترين جمله دنياست
د) تخيلي ترين جمله عصر کنوني است
در کل ، از زندگي با عيالتان راضي هستيد ؟
الف) اگر نباشم چيکار کنم ؟!الف) زيبا ترين جمله دنياست
!ب) با معنا ترين جمله دنياست
ج) خوشحال کننده ترين جمله دنياست
د) تخيلي ترين جمله عصر کنوني است
در کل ، از زندگي با عيالتان راضي هستيد ؟
ب) چاره اي جز اين ندارم
ج) يک جوري داريم مي سازيم ديگه
د) بله که راضي هستم البته تا زمانيکه بتوانم پول مهريه اش را جور کنم
تست هوش
ساعت اشتراکی
سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند. قیمت ساعت 30 هزار تومان بوده و هر کدام نفری 10 هزار تومن پرداخت میکنند تا آن ساعت را خریداری کنند
شاگرد 2 هزار تومان را برای خود بر میدارد و 3 هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)
حال هر کدام از آنها نفری 9 هزار تومان پرداخت کرده اند . که 3*9 برابر 27 میشود
این مبلغ به علاوه آن 2 هزار تومان که پیش شاگرد است میشود 29 تومان
هزار تومان باقیمانده کجاست ؟
طراح سوال : دکتر حسابی
اشتراک در:
پیامها (Atom)